اسکات مک تومینای نشان می دهد که در فوتبال چیزهای بیشتری از آمار وجود دارد

بازی منچستریونایتد مقابل لیدز مانند بازگشتی به دوران گذشته در آخر هفته بود. اولاً، حریف لیدز در چند دهه گذشته به ندرت در لیگ برتر دیده شده است. سپس باران آمد.
فوتبال در سالهای اخیر ضد عفونی شده است و هواداران به لطف ترکیبی از فناوری و کار سخت کارکنان زمین در زمینهای بکر استفاده میشوند، در حالی که در زمان قرنطینه، اصلاً هواداری در آن حضور نداشت.
تماشاگران پرشور لیدز جوی را ایجاد کردند که با صدای بلند حمایت خارج از خانه یونایتد همخوانی داشت، که ترکیبی از آنها باعث شد تا تساوی برتری واقعی 0-0 فصل گذشته در زمین خالی الند رود را از دست بدهد.
تیم چند میلیونی منچستریونایتد در چنین شرایطی چگونه کنار می آید؟ در واقع خیلی خوب خرید 73 میلیون پوندی جیدون سانچو حتی در شرایط لغزنده نیز عملکرد چشمگیری داشت، در حالی که پل پوگبا برای بازیکنان لیدز در نیمه اول به نظر می رسید در سیاره دیگری است.
اما با وجود تمام مهارتهایشان، هیچ بازیکنی شبیه به رویکرد خشن و آمادهای که یونایتد برای پیروزی در نبرد میانی زمین نیاز داشت، مانند اسکات مکتومینی، تجسم نکرد.
پیش بینی های من در لیگ اروپا
مک تومینای هر کسی را که سر راهش بود بیرون کشید
با شرایطی که به گذشته بازمی گشت، مک تومینی مانند بازیکنی بود که از دهه 1980 از طریق ماشین زمان به بیرون منتقل شده بود و به زمین مسابقه در جاده الند رفته بود.
او خستگی ناپذیر در زمین بالا و پایین می دوید و برای هر توپی با هم رقابت می کرد. زیبا نبود، گاهی مالکیت توپ را از دست می داد، گاهی اوقات آن را به دست می آورد. چیزی که به دست نیاوردی، عدم تلاش بود.
مک تومینای ممکن بود در نیمه دوم کمی فریب خورده باشد و خوش شانس باشد که از رزرو دوم فرار کند، اما این نوع بازی بود. یونایتد به یک رهبر در میانه زمین نیاز داشت تا با نمایش تمام عیار معمول لیدز رقابت کند.
در حالی که لیدز نتیجه را به 2-2 رساند، تماشاگران میزبان به لرزه در آمدند. این لحظه ای بود که یک طرف کوچکتر احساس می کرد، “ما این را نمی پسندیم” در باران شدید در فاصله 35 دقیقه مانده به پایان، و پژمرده شد. مک تومینای مطمئن شد که هیچ شانسی برای این اتفاق وجود ندارد.
بهجای تا زدن، به نظر میرسید که این الهام بخش او بود، و او به حرکت خود ادامه داد و بقیه هم تیمیهایش هم همین روند را دنبال کردند. یونایتد با نتیجه 4 بر 2 پیروز شد و هر سه امتیاز را قطعی کرد.
آمار را کنار بگذارید، نمایش مک تومینای بیش از این بود
می توانید به آمار بازی یکشنبه نگاهی بیندازید و آنچه به دست می آورید باعث می شود شانه هایتان را بالا بزنید. از دیدگاه مک تومینای، آنها چیزی برای نوشتن در مورد آنها نبودند.
برای ثبت، 76 درصد دقت پاس، ایجاد نشدن موقعیت، 6 خطا، سه تکل برنده، یک دفع.
این ممکن است انتخابی به نظر برسد، اما برای این بازی، می توانید آمار را در سطل زباله بیندازید. این بازی برگشتی مانند بازی دهههای قبل بود، قبل از اینکه پاسها حتی معیاری محبوب برای اندازهگیری باشند، چه رسد به «گلهای مورد انتظار» یا «اقدامات پیشرو».
اجرای McTominay در فروشگاه گاو در چین پر بود، زیرا او در گل و باران می دوید، ضربه می خورد و می لغزید تا تیمش را الهام بخشد و حریفانش را به صدا درآورد. تأثیر گالوانیزهای که او بر سایر اعضای تیم، هواداران، و تأثیر تضعیفکنندهای که روی بازیکنان لیدز گذاشت، به سادگی نمیتوان با اعداد فراتر از امتیاز نهایی سنجید.
از منظر فنی زیبا نبود، اما برای هوادارانی که از فوتبال مدرن بدشان می آید، عملکرد او زیبایی خاص خود را داشت.
این هافبک بعد از بازی، زخمها، بریدگیها و کبودیهای خود را نشان داد و این رویارویی را «بازی مناسب» اعلام کرد. و این بود. از حالا تا پایان فصل، چنین مسابقات زیادی برگزار نخواهد شد، بنابراین ارزش آن را دارد که لحظه بازگشت فوتبال کلاسیک، و بازیکنی که آن را بیش از هر بازیکن دیگری در آغوش گرفت، چشید.
چیزی برای گفتن در مورد این مقاله دارید؟