جام حذفی انگلیس

منچستر یونایتد به پرتاب ها باخت؛ خستگی ای که بی تاثیر نبود !

لستر سیتی در پرتاب ها نسبت به منچستر یونایتد به برتری رسید.
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 3 میانگین: 5]

 

منچستر یونایتد و لستر سیتی 1

لستر تقریبا در همه لحظات در پیروزی برابر یونایتد در جام حذفی برنده بود. بیلدآپ های بهتر، پرسینگ شدیدتر، ارتباط بهتر با خط حمله و غلبه در وسط زمین. اگر ساده بگوییم ، نظم و سازماندهی آن ها در کل زمین عالی بود.

جایی که این به خوبی نشان داده شد، در زمان پرتاب ها بود. سال های پیش پرتاب ها در فوتبال از نظر تاکتیکی نادیده گرفته شده بود. شاید تیم شما یک پرتاب کننده ای داشته باشد که توپ را بلند پرتاب کند و در محوطه موقعیت بسازد شاید هم بازیکنان خودشان از پرتاب ها یک موقعیتی بسازند.

ولی در سال های اخیر یورگن کلوپ مربی های مخصوص پرتاب اوت را استخدام کرد تا این تکنیک را در بازیکنان پیشرفت دهد. باشگاه های دیگر هم همچین مربی هایی دارند که مثلا روی ضربه های کاشته یا کرنر تمرین انجام دهند. مثل  تیم های منچسترسیتی و لیدز یونایتد که این نوع مربی ها را دارند.

در بازی یک شنبه جام حذفی، تنها یکی از تیم ها برنامه ای روی پرتاب ها داشت.

منچستریونایتد در چنین صحنه هایی به شدت به مشکل خورد. بازیکنی که پرتاب اوت را انجام میداد ( چه ون بیساکا چه تلس ) تنها یک گزینه داشت و آن گزینه هم با بازیکن های لستر احاطه میشد و در یک رفت و برگشت و در حالی که دفاع منچستر به هم ریخته بود ( یکی از فولبک ها از بازی خارج شده بود ) ، لستر صاحب توپ میشد و ضد حمله میزد.

یک مثال خوب از اوایل بازی. ون بیساکا توپ را برای گرینوود پرتاب میکند ولی اندیدی در مقابل او ظاهر میشود، توپ را میگیرد و به جیمی واردی پاس میدهد. از آنجا، واردی زوج خود یعنی ایهناچو را تغذیه میکنل و لستر حمله میکند.

منچستر یونایتد و لستر سیتی 2

منچستر یونایتد و لستر سیتی 3

گرفتن توپ و دنبال واردی گشتن یک استراتژی ثابت بود. این جا، توجه کنید چطور ایهناچو و آیوزه پرز، ماتیچ و فرد را یارگیری کرده اند. وقتی تلس توپ را برای پوگبا پرتاب میکند، پوگبا میخواهد به توپ یک اثر مناسب بگذارد که جفت و جور نمیشود و وسلی فوفانا سریعا توپ را به واردی میرساند. واردی توپ را خوب کنترل نمیکند ولی پرز و ایهناچو فرد و ماتیچ را رد میکنند تا به او در ضدحمله کمک کنند.

منچستر یونایتد و لستر سیتی 4

منچستر یونایتد و لستر سیتی 5

هر چه بازی جلوتر رفت، لستر بیشتر به موقعیت سازی از این استراتژی پایبند شد. باز هم تلس توپ را برای پوگبا می اندازد، تیلمانس از پشت پرس میکند و اندیدی و آلبرایتون برای حمایت وارد کار میشوند. تیلمانس اثر میگذارد، آلبرایتون توپ را تصاحب میکند و پرز را صاحب توپ میکند.

یک اتفاق مشابه دیگر هم افتاد که میتوانست پیروزی لسترسیتی را زودتر از آنکه در بازی اتفاق افتاد، رقم بزند. این بار، ون بیساکا توپ را برای گرینوود می اندازد. اندیدی که همواره به پشت پای بازیکن مقابلش ضربه میزد، با انگشت پایش به توپ ضربه ای میزند و آن را در اختیار ایهیناچو قرارمیدهد که او هم واردی را جلوتر از خود دارد.

ایهیناچو توپ را به واردی می رساند که در موقعیتی تک به تک با مگوایر قرارگرفته است. واضح است که این دقیقا شرایطی است که منچستریونایتد به شدت سعی داشت از وقوع آن جلوگیری کند، که این بار این موقعیت از پرتاب اوت خودشان بوجود آمد. واردی خیلی راحت از هم تیمی سابق خود عبور کرد و پس از ان به طرز عجیبی توپ را در حالی که میتوانست با یک ضربه کات دار به کنج دورتر دروازه بزند از کنار تیرک نزدیک تر به بیرون زد.

اگر این آنالیز تند به نظر میرسد، باید در نظرگرفت که لسترسیتی همین کار را چقدر ساده انجام میداد، چرا که منچستریونایتد در مقایسه با آنها هیچ گونه فشاری بر بازیکن حریف وارد نمیکرد. کافی است که نگاه کنید که کاگلار سویونچو چقدر ساده توپ را جلوی پای جانی ایونز می اندازد و او انگار به اندازه یک عمر فرصت دارد، تا تصمیم بگیرد با آن توپ چه کند.

زمانی که منچستریونایتد اطراف فرد پرتاب کننده توپ و فرد گیرنده توپ را با تعداد نفرات زیاد احاطه میکرد، لستر معمولا با استفاده از یک یک- دو توپ را از آن گوشه عبور میداد. اینجا، سویونچو توپ را برای پرز می اندازد، توپ را پس میگیرد و با یک ضربه والی توپ را به آلبرایتون در جناح مقابل میدهد.

در موارد دیگر، لستر خیلی راحت توانست توپ را به بازیکن خلاق اصلی خود، تیلمنز برساند. در اینجا، آلبرایتون توپ را انداخته و با ایهیناچو یک-دو میکند و با یک توپ ساده، تیلمنز مالکیت توپ را بدون هیچ گونه فشاری در اختیارمیگیرد. به محل قرارگیری بازیکنان آنها دقت کنید، اساسا این تنها کاری بود که لستر میتوانست در این صحنه انجام دهد و منچستریونایتد هیچ گونه تلاشی برای جلوگیری از آن پاس های مشخص نکرد.

یک مثال مشابه در جناح دیگر اتفاق افتاد، جایی که پرز پرتابی را از تیموتی کستین دریافت کرده، برمیگردد و دوباره تیلمنز را در فضایی مناسب پیدامیکند.

در بعضی از اوقات، لستر توانست موقعیت های بسیار خطرناکی را از پرتاب هایش نیز ایجاد کند. در این صحنه، کستین توپ را برای اندیدی پرتاب میکند که او هم توپ را دوباره به این بازیکن بلژیکی برمیگرداند، در همین حال، اندیدی از سمت چپ فرارمیکند. اندیدی سپس براحتی از کنار سه بازیکن منچستریونایتد که تنها نظاره گر این پرتاب بودند، عبور کرده و وارد محوطه جریمه میشود. در نهایت این حرکت با ضربه خوبی همراه نمیشود و دین هندرسون براحتی توپ را دراختیار میگیرد.

لستر توانست موقعیت های بسیار خوبی را هم از پرتاب های خودی و هم از پرتاب های منچستریونایتد ایجاد کند که آنها این را احتمالا تا حدودی به نظم تیمی و تا حدودی نیز به شدت و قدرت خود مدیون بودند که این بخش کوچکی از برتری لستر در این بازی بود.

منبع
the athletic

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

12 − 7 =

دکمه بازگشت به بالا