نوستالژی

 “اریک کانتونا” جذابیت مستطیل سبز که هرگز مثل او نخواهد آمد

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 14 میانگین: 4.8]

احیای منچستر یونایتد با اریک کانتونا، چیزی که شاید کسی فکرش را هم نمی کرد.  بعد رفتنش جذابیتی که از بین رفت و هرگز کسی مثل او در دنیا فوتبال نیامد و نخواهد آمد. آن حرکت اریک کانونتا که هرگز ذهن طرفراران شیاطین سرخ پاک نخواهد شد. آن حمله به طرفدار تیمی که باعث عصبانبات او شده بود.

در 17 مه 1997 اریک کانتونا علیرغم نارضایتی فرگوسن کناره گیری خود را از فوتبال اعلام کرد. او فقط 30 سال داشت ، اما تأثیرش بر منچستر یونایتد و فوتبال انگلیس بی اندازه بود.

اریک کانتونا؛ آنها نباید او را به اینجا بیاورند.

این یکی از شدیدترین واکنش های هواداران منچسترسیتی بود . دقیقا یک روز پس از آنکه کانتونا با امضای قرارداد و پیوستن به منچستریونلیتد مطمئنا نه برای اولین بار و نه برای آخرین بار فوتبال را مبهوت کرد.
برای خیلی از هوادارانی که فوتبال را بصورت جدی دنبال میکردند ابلاغیه رسمی و باشگاه منچستریونایتد در روزنامه کلندر نیوز در ساعت 6:25 بعدازظهر روز پنجشنبه ، 26 نوامبر 1992 قابل باور نبود.

اریک کانتونا

اریک کانتونا با یک قرارداد جدید در سال 1992 به منچستریونایتد پیوست.

این داستان برای هواداران یونایتد قابل پردازش نبود چرا که کانتونا سهم قابل توجهی در گرفتن یک جام از آنها در شش ماه گذشته داشت. جامی که همچون25 ساله گذشته وارد ویترین افتخارات یونایتد نشده بود. این اتفاق زمانی افتاده بود که او در لیدز یونایتد بازی میکرد.

وقتی لیدز خواستار انتقال دنیس اروین شد، فکری ذهن الکس فرگوسن را درگیر کرد. رفتن اروین به تیم رقیب هواداران را دیوانه میکرد. چرا نباید مقابله به مثل میکرد. پس تصمیم گرفت پیشنهاد آمدن کانتونا به منچستر را مطرح کند.

کانتونا در سال 1988 با قراردادی سه ساله به مارسی پیوست؛ در نقل و انتقالات زمستانی همان سال بصورت قرضی به مون پولیه رفت و توانست با این تیم قهرمان فرانسه شود. تابستان دوباره به مارسی برگشت و به همراه مارسی قهرمانی لوشامپیونه را تجربه کرد. علیرغم موفقیت در کسب عنوان قهرمانی با مارسی در سال 1991 ، کانتونا درنقل و انتقالات ژانویه با مبلغ 900000 پوند از باشگاه مارسی به لیدز ملحق شد، اگرچه این بازیکن 24 ساله تنها در 6 بازی در ترکیب اولیه و در 9 بازی در نیمه دوم به زمین آمد اما نقش تعیین کننده ای در قهرمانی لیدز که رقابت تنگاتنگی با مردان فرگوسن در آن فصل(1991-92) داشت، ایفا کرد.

لیدز با استفاده از کانتونا، 13 امتیاز از 15 امتیاز ممکن در پنج بازی آخر خود کسب کرد در حالیکه منچستر با یک تساوی و سه شکست مقابل تیم های ناتینگهام فارست،لیورپول و وستهم و تنها یک پیروزی مقابل لوتون از گردونه رقابت با لیدز بر سر تصاحب عنوان قهرمانی باز ماند.

اگرچه فرگوسن در هر دو زندگینامه ی خود اعتراف كرد كه لیدز قهرمان شایسته ای بوده، اما طرفدارانش این واقعیت را نمی پذیرفتند و فقط از او میخواستند که اهداف باشگاه و رویای هواداران را بدون چون و چرا و ترس به واقعیت تبدیل كند.

وقتی لیدزیونایتد کانتونا را به خدمت گرفت ، منچستریونایتد در 26 بازی به طور متوسط آمار 2.9 گل در هر بازی را ثبت کرده بود. در 16 بازی آخرفصل، این آمار بطور وحشتناکی پایین آمد. آنها در شش مسابقه هیچ گلی به ثمر نرساندند.

 

کانتونا لیدز

اریک کانتونا،بازیکن لیدز یونایتد، در بازی مقابل آرسنال توپ را از اندی لاینن میگیرد.

 

یونایتد در رده هشتم قرار گرفت. این آمار فاجعه بار گلزنی، مدیران را به فکر انداخت تصمیم جدی برای حل این مشکل و نارضایتی هواداران بگیرند. تصمیمی که چهره ی فوتبال انگلیس را تغییر داد.

بیل فودربای، مدیرعامل وقت لیدز، در سال 2012 گفت: “من آن تماس تلفنی را به وضوح به یاد می آورم ، گویا دیروز بود. ما توافق کردیم اگر اریک را بعد از شش ماه اول حضورش در لیدز نگهداریم به او مبلغی حدود 500000 پوند بپردازیم. این مبلغ هنگفتی برای لیدز بود اما بعد از مشورت با میشل پلاتینی تصمیم خود را گرفتیم.

هرکاری لازم بود برای آمدن اریک به تیم کردیم. او آمد اما مشکلات عدیده ای داشت. به غیر از لی چپمن(بازیکن لیدز) ، هیچ کس در این تیم فرانسوی سلیس صحبت نمی کرد ، و برای هوارد ویلکینسون،مربی لیدز، این یک کابوس بود. علیرغم کسب عنوان قهرمانی، هیچ ارتباطی بین اریک و باشگاه وجود نداشت .هوارد به من گفت سعی کنید باشگاه دیگری را برای اریک پیدا کنید.

هوارد ویلکینسون یک کمال گرای مطلق بود. او می خواست بازیکنانش منظم باشند و از الگوی تیمی خاصی پیروی کنند. اریک فقط با تیم جور نبود”.

بازی های بی نظیر کانتونا

 

شماره هفت تیم با آن یقه ی ایستاده ،با آن نگاه آمرانه و راه رفتن مغرورانه اش در ازای یک میلیون و دویست هزار پوند به جمع شاگردان فرگوسن پیوست.برعکس لیدز،منچستر خانه ی دلخواه کانتونا بود؛ هر دو برای هم مناسب بودند. باشگاه برایش در نزدیکی خانه ی جورج بست در گریسلند خانه ای گرفت. در دومین روز حضورش در یونایتد از الدترافورد دیدن کرد .

او با سینه ای سپر، سربالا ، یقه ای ایستاده، پا به اولترافورد گذاشت. نگاهش را دور تا دور ورزشگاه چرخاند ، گویی منچستر مخاطبش بوده و از او می پرسید: “من کانتونا هستم. چقدر تو بزرگ هستی؟ آیا تو به اندازه کافی برای من بزرگ هستی؟”

 

کانتونا

اریک کانتونا – مهاجم منچستر در جریان مسابقه لیگ برتر انگلیس بین منچستر یونایتد و منچسترسیتی در الدترافورد در 23 آوریل 1993، هر دو گل تیمش را به ثمر میرساند.

 

آنها در 26 بازی، آمارگل های خود را در هر بازی دو برابر كردند و در 18 برد 50 بار دروازه حریفان را بازکردند.در راه شکستن سد 26 ساله ی ناکامی، تنها دو بار شکست خوردند و این به منزله ی آن بود که آنها در آستانه ی یک موفقیت بزرگ قرار داشتند.
پل اینس در مورد آمدن کانتونا به تیم گفت” او مسولیت را از روی دوش همه ی ما برداشت. ضعف هایی که ما در نیم فصل دوم  داشتیم وحشتناک بود”.

فرگوسن به دنبال یک گلزن بود، اما در کانتونا چیز با ارزشی پیدا کرد؛ پاسهای فوق العاده. این بازیکن فرانسوی در پایان فصل 9 گل به ثمر رساند ، شاید این آمارجالب نبود اما توانست 11 پاس گل دهد.

ملموس تر و شیرین تر از هر چیز، اعتماد به نفسی بود که برای تیم به ارمغان آورد و آن را به تیم القاء کرد. اعتماد به نفس آمیخته به غرور که باعث شد موفقیت ها در الدترافورد جولان دهند. او منشا الهام بخشیدن به هم تیمی هایش بود.

 

 

 

برایان رابسون قدرت روزهای اولش را نداشت ، پس یک تازه نفس میتوانست ماشین گلزنی یونایتد را راه بیندازد. کانتونا به موقع رسید. هم تیمی هایش به وفور به این موضوع اشاره کرده اند که این فرانسوی چطور تبدیل به یک الگو برای بقیه شد. آنها رهبر جدیدی داشتند.حتی فرگوسن اعتراف می کند کانتونا “چشم من را به لزوم تمرین بیشتر باز کرد“.

با بدست گرفتن رهبری خط حمله ، یونایتد باور شکست ناپذیری را در خود نهادینه کرد. بار مسئولیتی که اینس به آن اشاره کرد از بین رفت و آنها عنوان قهرمانی را در سال 1993 و اولین دبل خود در 1994 بدست آوردند.

شماره 7 یونایتد در قلب همه هواداران و کسانیکه از تیم خوب 93-94 به نیکی یاد میکردند جا خوش کرد. او در تمام مسابقات 25 گل و 13 پاس گل داد و جایزه بهترین بازیکن سال اتحادیه فوتبال انگلیس را به خود اختصاص داد.

 

کانتونا

محرومیت به دنبال یک جنجال بزرگ

 

تا نوامبر 1993 در هیچ رقابتی بازیکن منچستر متهم به بد اخلاقی نشده بود. در لیگ قهرمانان آن سال یونایتد با گالاتاسرای بازی داشت؛ کانتونا اولین کارت قرمز خود را با پیراهن یونایتد به دلیل توهین به داور ، که بعداً او را به “خریده شدن” متهم کرد، دریافت کرد.

هنگامی که او و هم تیمی هایش از پله ها به سمت رختکن زیرزمینی پایین می رفتند ، یک افسر محافظ پلیس با باتون به کانتونا حمله میکند. در این لحظه رابسون، کاپیتان تیم، از کوره در می رود و برای دفاع از هم تیمی خود به پلیس حمله میکند.

روی کین در زندگی نامه خود میگوید: “در رختکن، اریک دیوانه شد.” “در حالی که بقیه ما فقط می خواستیم از آنجا خارج شویم ، اریک مصمم بود ترتیب پلیسی که به او تعرض کرده و با باتون ضربه ای به او وارد کرده بود را بدهد”. اریک یک پسر بزرگ و قوی بود. فوق العاده جدی بود؛ او اصرار داشت كه قصد دارد آن فرد را بكشد. سرمربی، برایان کید و چند بازیکن دیگر تمام تلاششان را برای مهار وی کردند. “

دقیقاً مانند هواداران، خون کانتونا از تصور هرگونه بی عدالتی واضح و مشهود، جوشید و این وجه مشترک باعث شد هواداران یونایتد نه تنها تخلفات اریک را ببخشند بلکه از آنها لذت ببرند.

در همان فصل بعد از دو تساوی متوالی مقابل سویندون و آرسنال، کانتونا به دلیل عصبانیت برای 5 بازی محروم شد. این حوادث در مقایسه با آنچه که در فصل بعد در بازی با کریستال پالاس برایش اتفاق افتاد هیچ بود.

حدود نیمی از بازیهای فصل  95-94 گذشته بود که کانتونا به دلیل اجرای یک ضربه کونگ فویی روی متیو سایمونز هوادار پالاس از زمین مسابقه اخراج شد. کانتونا احساس کرده بود در سل هرست پارک (Celhurst park) پایش چندین مرتبه در نیمه ی اول لگ شده ولی هیچگونه واکنشی از طرف داور مسابقه، آلن ویلکی صورت نگرفته بود. تدوام تکل های خشن روی روی کین و کانتونا باعث عصبانیت فرگوسن نیز شده بود.

کانتونا در بین دو نیمه از داور، دلیل عدم حمایتش از بازیکن را جویا میشود. با این حال طبق گفته ویلکی ، فرگوسن با صراحت بیشتری او را مخاطب قرار میدهد : “لعنتی ها، چرا شما وظیفه ی خود را انجام نمی دهید!”

 

 

سه دقیقه بعد از آغازنیمه دوم، کانتونا بخاطر تکل روی شاو کارت قرمز را مقابل دیدگان خود میبیند. در هنگام رفتن به رختکن در حالتی عصبی ناشی از قضاوت داور مسابقه و به دنبال تحریک هواداری که در ردیف جلو ورزشگاه نشسته بود برمیگردد و با جفت پا سینه ی هوادار پالاس، متیو سایمونز، را نشانه میگیرد.

سایمونز بعد از تکل اریک روی پای بازیکن پالاس، با تمام توان او را مخاطب قرار میدهد : “گمشو برگرد به فرانسه، فرانسوی احمق”. اما اریک به هیچ چیز فکر نمیکند جز بسته شدن دهان او. از نظر خودش بهترین تصمیم را میگیرد. تصمیمی که 9 ماه او را خانه نشین میکند.

 

کانتونا

 

بعد از بازی فرگوسن وارد رختکن میشود. او خبر ندارد که اریک در چه مخمصه ای افتاده است. آنقدر درگیر بازی، تاکتیک و تعویض ها بوده که با چشم اریک را تا رختکن دنبال نکند.حتی وقتی او به خانه برگشت و پسرش جیسون به درگیری اشاره کرد، فرگوسن تصمیم گرفت که بخوابد و صبح با آن روبرو شود. هرکاری کرد نتوانست بخوابد و سرانجام ساعت 5 صبح فیلم را تماشا کرد.

تصمیم اولیه او این بود که باید کانتونا اخراج شود و هیئت مدیره یونایتد موافقت کرد. اما وکیل موریس واتکینز توصیه کرد که چنین عملی میتواند به هر پرونده قضایی خدشه وارد کند و باشگاه باید تا عصر روز پنجشنبه منتظربماند چرا که تا آن روز در مورد مسائل بیشتر و بهتری میتوان در هتل منچستر بحث کرد. فرگوسن متقاعد شد که اریک میتواند به کارش در باشگاه ادامه دهد و از همان لحظه بدون قید و شرط از بازیکن خود حمایت و محافظت کرد.

اتحادیه ی فوتبال انگلیس محرومیت 9 ماهه حکم قطعی و دو هفته زندان حکم غیرقطعی و قابل تجدیدنظر برای کانتونا را صادر کرد. در دادگاه تجدیدنظر دو هفته زندانی رد شد. او جریمه ی نقدی نیز شد که معادل دستمزد دو هفته اش یعنی 10.800 پوند بود.

کانتونا

منچستریونایتد مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت. آنها در اظهارنظرهای شدید و بعضا هدفمند خواستار جریمه ی شدیدتری برای کانتونا بودند که در این راستا باشگاه نیز از باد انتقادات در امان نماند. آنها بر این باور بودند که علیرغم گذشت 36 ساعت از بازی منچستر مقابل پالاس، باشگاه هیچگونه تصمیمی برای اریک نگرفته و این نشانه ی بارز اخلاق زشت در یونایتد است.

بعد از 72 ساعت از گذشت آن اتفاق،صفحات روزنامه ها هنوز مملو از تیترهای ضد و نقیض در مورد حرکت کانتونا بود. خواسته یا ناخواسته تیترهایشان جهت دار میشد و همین باعث شد به عنوان مهمترین اتفاق آن ماه و شاید سال قلمداد شود. میرر(Mirror) در یک عنوان جنجالی آن را چنین توصیف کرد “شبی که فوتبال از شرم مرد” ، با یک عنوان پشت صفحه: “آیا این پایان دیوانگی است؟” .تیتر اکسپرس نیز با تصویری از صحنه ی لگد زدن کانتونا این بود: “وحشیگری مطلق در مقابل کودکان.” نگرش “کسی درباره بچه ها فکر نمی کند“، به طرز خنده داری رایج بود.

در اخبار ساعت 9 شب ،شبکه بی بی سی، که کانتونا داستان اصلی آن بود ، حتی با تعداد زیادی از بچه های مدرسه در این باره مصاحبه کرد. الکس استپنی گفت سر مت بازبی بود او را اخراج می کرد. برایان کلاف گفت که “او را باید از هستی ساقط کرد”.

البته واکنش ها کاملاً هم منفی نبود. در حالی که اکثر روزنامه نگاران فقط به دنبال تیترهای هیجانی بودند تا پیاز داغ ماجرا را زیاد کنند، ریچارد ویلیامز از ایندیپندنت، فقط تا حدودی با شوخی گفت: “تنها اشتباه اریک کانتونا این بود او را اینگونه به حال خود رها کرد. هرچه بیشتر درباره آقای سیمونز کشف میکنیم، بیشتر پی میبریم که حمله کانتونا بیان غریزی یک قضاوت اخلاقی بی عیب و نقص است. “ در لیگ فوتبال فانتزی، نیک هنکاک گفت که “این بهترین چیزی بوده که در این فصل اتفاق افتاده است – کاملاً درخشان بود”. بیشتر بازیکنان به طور خصوصی مشکلی با آنچه کانتونا انجام داده بود نداشتند. بعدا یان رایت گفت که او احساس “حسادت” می کرده است.

کمپانی نایکی کنار کانتونا ایستاد و تلاش کرد با یادآوری لحظات خوبی که اریک برای هواداران رقم زده تا حدودی از او در پوسترها و تبلیغاتش حمایت کند؛ در یکی از این تبلیغات کانتونا به خاطر آن “اشتباه وحشتناک” و “رفتار غیر قابل قبول” خود عذرخواهی کرد. فرگوسن در دفتر خاطرات فصلی خود مینویسد که ” این ضربه در طی دو روز 93 بار در تلویزیون نشان داده شد. که این تکرار بیشتر از فیلمهای تیراندازی JFK بوده است. اگر الان و در سال 2021، این اتفاق رخ میداد شاید 93 بار در ساعت نمایش داده می شد.

 

تیتر روزنامه ها در مورد کانتونا

 

هیچوقت بخاطر آن حرکت ابراز پشیمانی نکرد. وقتی در برنامه های مختلف تلویزیونی به عنوان مهمان حضور میافت، اولین سوالی که از او میشد یادآوری و بازگوی آن صحنه بود. اظهار ندامتی در کار نبود؛ حتی یک بار که به یک مرکز ورزشی دعوت شده بود گفت: “من قبلا هم در این مورد صحبت کرده ام. شاید حقش بود که او را مفصل تر بزنم. این احتمال هم وجود دارد که من فردا از حرفی که الان میزنم پشیمان شوم. حسی که در موقع ضربه زدن به او داشتم قابل توصیف نیست. مهم است که دیگر چنین اتفاقی رخ ندهد. هر دوی ما از آن اتفاق درس گرفتیم”.

او همچنین گفت: “میلیون ها بار مردم این حرف ها را می زنند ، و شما می پذیرید. اما یک روز شما آن را قبول نمی کنید. چرا من این کار را انجام دادم؟ منظور من کلمات نیست. این در مورد احساس شما در آن لحظه است. یک روز شما به حرفی واکنش نشان می دهید با وجودیکه کلمات دقیقاً همان کلماتی است که شما یک میلیون بارقبلا شنیده اید ، بنابراین نمی توان گفت که چرا واکنش نشان می دهید. “

فرگوسن در پاسخ به سوالی در مورد اینکه چرا اریک احساس می کند لازم است به متیو سایمونز چنین واکنش نشان دهد می گوید “من هرگز نتوانستم توضیح درستی از اریک بگیرم ؛ جای تعجب نیست ، به نظر می رسد او این کار را انجام داده است زیرا احساس کرده لازم بوده است”.
یونایتد با اختلاف یک امتیاز کورس عنوان قهرمانی لیگ را به بلکبرن باخت و یک هفته بعد در فینال جام حذفی، قهرمانی را دو دستی تقدیم اورتون کرد.

وضعیت پیچیده تر شد. اتحادیه فوتبال انگلیس تهدید کرد که محرومیت کانتونا را تمدید خواهد کرد؛ چرا که او در یک بازی دوستانه مقابل روچدیل شرکت کرده و از او عکس گرفته شده بود. این بازی پشت درهای بسته برگزار شده بود. هیئت مدیره و سران منچستر تمام تلاش خود را برای رد کردن این اتهام بکار گرفتند.

کانتونا در اوایل ماه اوت نسبت به پیشنهاد انتقالش به باشگاه دیگری واکنش نشان داد. مدیر اینترمیلان که در آن بازی جنجالی منچستر مقابل کریستاپالاس در سل هرست پارک حضور داشت تا ترتیب انتقال کانتونا را به اینتر دهد، دوباره پیشنهادش را مطرح کرده بود.اما فرگوسن شخصا به پاریس سفر کرد و به روزنامه ها هم گفت صرفا برای لذت بردن و تفریح به پاریس میرود. در هتلی با هاردلی دیویدسون مشاور کانتونا ملاقات میکند و سپس از در پشتی هتل بیرون میرود. تمام عصر خود را صرف متقاعد کردن ستاره تیمش به ماندن میکند.

فرگوسن بعدها راجع به آن سفر گفت: “آن سفر یکی از باارزشترین کارهایی بود که در این شغل احمقانه ی سرمربیگری کردم” . در آن زمان هیچ کدام از رسانه ها از رفتن فرگوسن به پاریس خبر نداشتند.
جالب است بدانید که اگر کانتونا می رفت چه اتفاقی می افتاد. قطعاً منچستر نمیتوانست در فصل 1995-96 دبل کند؛ بدون شک کانتونا سهم بزرگی در سه گانه 1998-99 داشت؛ او حتی بعد از رفتنش از تیم هم ارتباط خود را با بازیکنان حفظ کرد. فرگوسن گفت: “آن ساعاتی كه در مصاحبت با مشاور اریك ،در آن رستوران عمدتاً متروکه گذرانده بودم ، به یکی از کارهای ارزشمندی که در حرفه ی احمقانه خود انجام داده ام اضافه شد.”

با توجه به موفقیت های پیاپی بعد از آن رویداد، این اظهارنظر باید از اهمیت بالایی برخوردار باشد. منچستر دوباره دبل کرد. این بار با بازیکنان جوان. عنوان قهرمانی لیگ برتری که به کمک کانتونا بدست، آمد قطعاً تصمیم او برای صاف کردن مسیر بازگشت کانتونا را توجیه کرد .

بعد از محرومیت هشت ماهه و گذراندن 120 ساعت خدمات اجتماعی بدون هیچ شکایتی، کانتونا در اوایل اکتبر به میادین بازگشت. اولین بازیش بعد از محرومیت مقابل لیورپول در لیگ برتر بود. کانتونا در عرض دو دقیقه یک پاس گل برای نیکی بات مهیا کرد و گل تساوی بخش تیمش را از روی ضربه ی پنالتی وارد دروازه ی لیورپول کرد تا به این ترتیب تماشاگران شاهد یک تساوی هیجان انگیز با برگشت ستاره تیمشان باشند . پادشاه برگشته بود هرچند صعود منچستر به صدر جدول تا کریسمس طول کشید؛ در آن زمان نیوکاسل با 10 امتیاز صدرنشین جدول بود.

 

کانتونا لیورپول

شادی گل اریک کانتونا در جریان تساوی 2-2 منچستر برابر لیورپول در اکتبر 1995

 

کاپیتان

 

زیرکی و شم بالای گلزنی کانتونا و همچنین تأثیرگذاری او در بازیهای مهم ، تفاوتهای فاحش او با رقیبش کویت کیگان را رقم میزد. در فصل 95-1994 روند مشخص و رو به جلوی یونایتد با پیروزی 1-0 مقابل وستهام و گلزنی کانتونا آغاز شد. 12 مسابقه را بدون شکست پشت سر گذاشتند اما نقطه عطف واقعی در سنت جیمز پارک بود. در نیمه ی دوم حملات پشت سرهم حریف، پیتر اشمایکل را به دردسر انداخته بود. تا قبل از شش دقیقه ی آخر بازی، کانتونایی که تا آن لحظه آرام بود سانتر فیلیپ نویل را در گوشه دروازه ی نیوکاسل جای داد.

کانتونا در پنج بازی بعدی گلزنی می کند؛ نمایش بی نظیری که در مقابل آرسنال داشت سرمربی وقت آرسنال بروس ریوچ، را وامیدارد که بگوید: “به نظر می رسد کانتوتا ابزار لازم منچستری ها برای رسیدن به صدر جدول است.” قهرمانی به هفته ی پایانی کشیده شد، جایی که آنها میدلزبورو را سلاخی کردند. بعد از این مسابقه بود که یونایتد در پی دومین دبل خود در سه فصل گذشته پای به ومبلی گذاشت.

در اواخر لیگ ،استیو بروس، کاپیتان تیم با آسیب دیدگی عضله همسترینگ دست و پنجه نرم میکرد. همین آسیب دیدگی باعث شد او نتواند در هفته آخر که تضمین کننده ی عنوان قهرمانی تیم در ریورساید بود به میدان برود؛ در این بازی کانتونا با بازوبند کاپیتانی وارد زمین شد؛ او اولین کاپیتانی بود که از جزایر انگلیس نبود و جام را بالای سر برد. به عنوان یک رهبر، برعکس کاپیتانهای دیگر زیاد صحبت نمیکرد. بروس میگوید که در هفته های اول حضورش در الدترافورد به سختی صحبت میکرد، او برای بازیکنان جوان تر تیم به یک الگو تبدیل شده بود والهام بخش کسانی که در ابتدای بزرگترین دوره موفقیت باشگاه قرار داشتند.

 

کانتونا جام

اریک کانتونا اولین کاپیتات غیرانگلیسی منچستریونایتد بود که جام را بالای سر برد

 

فرگوسن در آن زمان گفت: “خصوصیات کاپیتان ها باهم متفاوت است. بابی مور اهل داد زدن نبود – او در کنار تیم بود و تلاش میکرد الگویی برای بقیه باشد. اریک هم همینطور است با کمی تفاوت. نمی توان در مورد تأثیر او را روی بقیه بیش از حد اغراق کرد. هنگامی که وارد منچستر شد، در بدو ورودش اسمش سر زبانها افتاد؛ اخلاق خاصی داشت (دیوید لسی گاردین او را یک بار به عنوان “نیترو گلیسیرین به شکل انسان” توصیف کرد) ، تعداد کمی می توانستند میراث ماندگار برای او متصور شوند. برخی با خود میگویند که آیا کسب سه گانه در سال 1999 بدون پی ریزی کانتونا و نقشی که او در رشد و پیشرفت هم تیمی های جوان خود از چند فصل قبل داشت ، امکانپذیر بود.

فرگوسن در ابتدای فصل مارک هیوز ، آندره کانچلسکیس و پاول اینس را به عنوان بازیکنان آزاد اعلام کرد و تصمیم گرفت تیمش را با بازیکنانی با وژگی های مشابه کانتونا شکل دهد – چقدر خوب بود. برایان رابسون گفت: “فقط ببینید منچستر و فرگوسن صاحب چه رهبری بوده اند. او یکی از بزرگترین بازیکنان باشگاه بوده است” . بروس در تابستان به بیرمنگام سیتی رفت و فرگوسن تصمیم گرفت بازوبند برای همیشه بر بازوی جادوگر شماره 7 بسته شود.

رابسون همیشه مورد احترام خواهد بود؛ علی رغم اینکه محصول یونایتد نبوده ، او نماینده استرت فورد در زمین بود. سخت کارمیکرد ، سخت بازی میکرد ، تکل میزد ، ارتباط گرفتن با او به عنوان یک کاپیتان راحت تر بود ، اما اریک یک معما و همچنین یک نماد برای باشگاه بود.

میراث ماندگار

 

اریک از لحاظ قدرت بدنی فوق العاده واز لحاظ سختکوشی دربالاترین درجه قرار داشت بگونه ای که در هر بازی دو تا سه بازیکن حریف باید مامور مهار او میشدند.عملکردش آمیخته ای از مهارت فنی، خلاقیت، قدرت فیزیکی و توانایی بالا در شم گلزنی بود. نقش ارزنده اش در احیای منچسترو درخشش این تیم در دهه ی نود بر هیچکس پوشیده نیست.کینگ اریک یکی از بزرگترین بازیکنان فوتبال در این دهه بود که بدون شک اگر خودش را آنقدر زود بازنشسته نکرده بود بجای اینکه در سال 1999 در نیوکمپ شاهد بالا رفتن جام قهرمانی بر دستان کاپیتان تیم، پیتر اشمایکل باشد میتوانست خود این لحظه را تجربه کند.
منتقدان کانتونا عملکرد وی را در رقابت های اروپایی زیر سوال می برند؛ اگرچه آمار گلزنی درهر دو بازی یک گل در طول شش فصل و میانگین یک پاس گل در سه بازی از 185 حضور وی در این رقابت ها مطمئناً جای سوال برای هیچ کسی باقی نمی ماند.هرچند ارزش عملکرد کانتونا را نمی توان با اعداد ارزیابی کرد.

هواداران یونایتد لحظه هایی که کانتونا در خاطرشان ثبت کرد را هرگز فراموش نمی کنند. لحظات خوب برایشان باورنکردنی بود و حتی لحظات بد هم برایشان فوق العاده بود. گلهای مهمی که هیچگاه از خاطر تماشاگران درون ورزشگاه و بینندگان نخواهد رفت.

گل های مهمی همچون شوتی که در نیوکاسل قلب کوین کیگان را نشانه گرفت یا شوتی که از گوشه ی محوطه جریمه زد و در کنج دروازه ی لیورپول قرار گرفت تا تضمین کننده پیروزی و قهرمانی یونایتد در فینال جام حذفی 1996 باشد.

این گل نه گل مورد علاقه کانتونا بود و نه زیبا ترین گل او، حتی جسارتی که اریک خرج گلش مقابل لوب ساندرلند کرده بود یا کنترل فوق العاده اش مقابل ویمبلدون را هم نداشت ؛ اما ضربه ی روی پا و تماشایی دقیقه 86 او مقابل لیورپول در ومبلی میراث ماندگاری به جا گذاشت. این تأثیر از چند جهت بود، چرا که مسیر و هدف هر دو تیم، یونایتد و لیورپول، بعد از آن بازی مشخص تر شد . کانتونا با تغییراتی که در روحیه و اعتماد بنفس بازیکنان ایجاد کرده بود ، تصویر شگرفی از خود به جای گذاشت. از آن زمان منچستر فقط به بردن فکر میکرد.

بازنشستگی

 

همانطور که به بسیاری از ما هواداران در مورد بست ،لاو و چارلتون گفته شده ، اکنون نسلی از هواداران وجود دارند که هرگز آنقدر خوش شانس نبودند که کانتونا را را ببیند، و از بازیش در زمین لذت ببرند تجربه کنند. کانتونا بزرگترین ویژگی خودش زا در این میدید که خودش باشد. هیچ فاصله ای بین فکر و عمل او وجود نداشت. برای او فرقی نداشت به چه کسی پاس میدهد یا پنالتی که حاصل عملکرد خودش بوده را او بزند یا هم تیمیش.

گری نویل در مورد او می‌گوید: “اریک شخصیت بی نظیری داشت . اینکه دیگران در موردش چگونه فکر میکنند از کمتزین درجه ی اهمیت برخوردار بود”.

 

کانتونا روی کین

 

روی کین داستانی در زندگینامه اش اینگونه روایت می کند :” روزی استیو بروس در حالیکه یک چک در دست داشت به کلیف رسید؛ این چک بخاطر همکاری بازیکنان تیم اول در “تهیه برخی فیلم ها” بود . در مورد نحوه تقسیم پول بحث شد و تصمیم بر این شد که قرعه کشی انجام شود. هر کس که نامش بیرون آمد ، پول را می گرفت ، اگرچه به بازیکنان جوان تر در ترکیب 18 نفره گزینه ای برای گرفتن سود خود داده شد. در بین بازیکنان جوان نام های پل اسکولز و نیکی بات ، که هیچ یک از آنها در آن زمان مبالغ قابل توجهی دریافت نمی کردند در نیامد. نام کانتونا کشیده شد اما صبح روز بعد او دو چک به اسکولز و بات به عنوان پاداش داد. کین در اولین کتاب خود یاداور میشود: ” اریک مانند یک خط کش T بود. منظم بود؛ شرایط بچه ه9ا را درک میکرد. او چهره ی بات و اسکولز را دید. او میخواست قدردان دو جوانی که بیش از خودش به پول نیاز دارند باشد.”

با این وجود هیچ کس نمی توانست تصور کند 12 ماه بعد کانتونا ، در اوج قدرت ، از دنیای فوتبال خداحافظی میکند. فوتبال خیلی چیزها را از او گرفته بود ، او عاشق شده بود و ادامه کار هیچ فایده ای برای او نداشت. او در پاسخ به خبرنگاران پس از برنده شدن جایزه بهترین بازیکن دهه لیگ برتر در سال 2003 گفت: “من بازی کردن را دوست داشتم اما دیگر علاقه ای به زود خوابیدن ، بیرون نرفتن با دوستانم ، مشروب نخوردن و ممنوع کردن بسیاری از کارهای دیگر را نداشتم – من دوست دارم این کارها را در زندگی انجام دهم.”

از نظر تکنیکی ، کانتونا بهترین بازیکنی بود که الدترافورد بعد از مدت ها بخود دیده بود، اما با توجه به کاریزما ، تاکنون او شاید بزرگترین بوده است. هرگز در الدترافورد دچار سوتفاهم نشد، حتی هواداران خیلی راحت او را درک میکردند. یک درک متقابل وجود داشت که به جذابیت این فرانسوی مهربان افزوده بود.

چهار عنوان قهرمانی لیگ و دو دبل قهرمانی در حذفی و لیگ حاصل پنج سال حضور کانتونا در منچستر بوده است. او در هشت سال پایانی زندگی حرفه ای اش با چهار تیم مختلف شامل مون پلیه، مارسی، لیدزیونایتد، و منچستریونایتد هفت عنوان قهرمانی کسب کرد که خود یک رکورد محسوب میشود.

کانتونا از زمان خروجش از باشگاه ویژگی های اسطوره بودن به خود گرفته است.به گفته ی فرگوسن او به دلیل سرگردانی و حال خوبی که در لیدز نداشت به منچستر آمد اما بعنوان یک اسطوره باشگاه را ترک کرد. بگونه ای که بعدها فرگوسن گفت: “اگر در هر کجای جهان، تا به حال بازیکنی وجود داشته باشد که برای منچستر یونایتد ساخته شده باشد ، آن کانتونا بود. فکر میکنم او در تمام طول زندگیش به دنبال کسی بوده که به او نگاه کند و این احساس را در او ایجاد کند که مکانی برای خانه اش وحود دارد. او به کشورهای زیادی سفر کرده بود. در هر فردی اندکی سرگردانی وجود دارد. وقتی او به اینجا آمد فهمید که اینجا خانه ی من است”.

نام او هنوز هم در استرت فورد با ذوق خوانده می شود و پرچم هایی با نام او در الدترافورد به اهتزاز در می آیند؛ او ممکن است دیگر برنگردد چرا که اخیرا بارها علیه مالکیت گلیزرها بر باشگاه صحبت کرده است اما او همچنان پادشاه M16 است و الگویی برای نسل های آینده.

در زیر میتوانید ویدیویی از گل ها و مهارت های برتر اریک کانتونا را ببینید.

نوشته های مشابه

‫2 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 17 =

دکمه بازگشت به بالا