نوستالژی
موضوعات داغ

سانحه هوایی مونیخ

مهم ترین شاخصه ی یک کشور، شهر یا باشگاه عقبه و تاریخ آن است که برگرفته از اصالت،بزرگی، تعصب وافتخار آفرینی آن است.
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 25 میانگین: 4.9]

در سال 1945، هرچقدر رقابت ها سخت تر و نزدیک تر می شد شغل مربیگری در منچستریونایتد شباهت بیشتری با پیمودن اورست با پاهای برهنه پیدا میکرد.

در طول دهه 1930 ، این باشگاه دو بار از لیگ برتر سقوط کرد و در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. سپس در سال 1941 ، در طول جنگ جهانی دوم ، لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) الدترافورد را بمباران کرد و باعث شد یونایتد بازی های خانگی خود را در مین رود که متعلق به رقیب همشهری خود یعنی منچسترسیتی بود، انجام دهد.

چنین موضوعاتی برای مت بازبی کافی بود تا موافقت کند مسئولیت هدایت یونایتد را در 19 فوریه 1945 به عهده بگیرد. چرا که بازبی چشم انداز درخشانی داشت: او زیبایی را در آن استادیوم بمب گذاری شده و فرصت پرواز ققنوس از میان آن شعله های آتش را دید.

Matt Busby

مت بازبی

 

بازبی که اصالتا اهل بلز هیل (Bellshill، شهری در اسکاتلند که شغل عمده مردم کار در معدن زغال سنگ بود)، ارزش سخت کوشی را می دانست و تشخیص داد که تلاش صادقانه می تواند نتیجه بخش باشد. بسیار مهم بود که او، هم منچستر و هم مردمانش را می شناخت ، چرا که خود در جام حذفی در سال 1934 برای منچسترسیتی بازی کرده بود و با این تیم قهرمان شده بود. همکاری او با یونایتد چهره فوتبال انگلیس را تغییر داد.

لیورپول پس از جنگ جهانی به عنوان مربی بازیکن به دنبال بازبی بود. اما بازبی می خواست آینده را رقم بزند. او آرزو داشت نیروهای تازه نفس تری داشته باشد ، بازیکنانی که با نگاه به او فرم بگیرند. او می دانست که جوانان کلید رسیدن به موفقیت هستند. نه تنها موفقیت یونایتد ، بلکه تضمین کننده ی آینده ی فوتبال. او روحیه ی جنگندگی مشابهی در والتر کریکمر که قبلا مربی یونایتد و اکنون دبیر باشگاه بود نیز پیدا کرد.کریکمر در سال 1938 به تاسیس باشگاه ورزشی نوجوانان منچستر یونایتد کمک کرد و از آن جوانه ها، امپراطوری بازبی متولد شد.

بازبی دفتری را در الدترافورد راه اندازی کرد. او در واکنش به تاسیس دفتر گفت “در آن دفتر كوچك فرصت زيادي براي رویاپردازی وجود نداشت ، هرچند من این کار را کردم”. او به سرعت یک دستیارکه همکار سابقش در ارتش بود به نام جیمی مورفی را استخدام کرد که با هدف توجه ویژه به تیم جوانان ، مسئولیت تیم دوم یا ذخیره ی یونایتد را به او واگذار کرد.

در عرض دو سال ، با مدیریت بازبی ، اولین جام قهرمانی یونایتد بعد از تقریبا 40 سال کسب شد. جام حذفی در سال 1948 با فوتبال هجومی مقابل تیم بلکپول با حضور بازیکن افسانه ای انگلیس استنلی متیوز به دست آمد.

یونایتد در سال 1952 موفق به کسب عنوان قهرمانی لیگ شد. اما تیم در حال پیر شدن بود – زمان آن فرا رسیده بود که بازبی بازیکنان جوان و داخلی را به تیم بزرگسالان خود بیاورد.

 Roger Byrne and blanchflower

جکی بلانچ فلاور – راجر بایرن

 

راجر بایرن – که در سالهای 1951/52 به عنوان وینگر ظاهر شده بود خیلی زود به یک بازیکن ثابت در پست دفاع کناری تبدیل شد. جکی بلانچ فلاور ، که در کنار بیرن از جمله اولین بازیکنانی بود که لقب “بچه های بازبی” را گرفتند، و مارک جونز ، بازیکن میانی ، که چندین بازی در 1952 انجام داده بود به تیم اول پیوستند. بعدها ادی کلمن و دانکن ادواردز که علیرغم جوانی یک بازیکن تمام عیار بود به تیم ملحق شدند. ادواردز اولین بازیش را در یونایتد در سن 17 سالگی انجام داد.

طلوع بچه های بازبی

همه ی “بچه های بازبی” بازیکنان داخلی یا از تیم پایه نبودند. در مارس 1953 ، او با هزینه 29999 پوند ، تامی تیلور ، مهاجم میانی را از بارنزلی به خدمت گرفت. بازبی قرار بود همکاری جدی با دنیس ویولت آغاز کند ، به خصوص در فصل 1955/56 ،که حداقل یکی از این دو بازیکن در 21 بازی از 27 بازی که با هم بازی کردند ، گلزنی کرده بود.

یونایتد با شکست بلکپول و کسب عنوان قهرمانی ، در روز شنبه 7 آوریل 1956 ، جام حذفی 1948 را به نام خود کرد و این اولین جام بچه های بازبی بود. بازبی با افتخار گفت: میانگین سنی تیم فقط 22 سال بود. ظاهرشان بچگانه بود ، اما خامی بچگی را نداشتند”.

در همین زمان بود که مدیر وقت رئال مادرید به مت بازبی پیغام داد که به رئال بپیوندد و آنجا را برایش بهشت خواهد کرد. بازبی در جوابش فقط میگوید” منچستر بهشت من است“. شعر و بنر Manchester” is “my heaven هنوز درالترافورد خوانده و نصب میشود.

Manchester is my heaven

بنر “منچستر بهشت من است” در الدترافورد

 

چالش پیش روی باشگاه این بود که اکنون میخواست ثابت کند کسب عنوان قهرمانی در سال 1955/56 اتفاقی نبوده است. سلطه بر لیگ داخلی چیزی نبود که بازبی را راضی کند: او به دنبال اهداف بزرگتر بود یک آزمون جدید به نام جام اروپا . یونایتد برای اولین بار در فصل 1956/57، بطور مستقیم به لیگ اروپا راه یافته بود. در مرحله مقدماتی ، آنها پس از پیروزی 2-0 در خانه ی حریف، تیم بلژیکی اندرلخت را 10-0 زیر نورافکن های مین رود از پای درآوردند. این نتیجه بزرگترین برد یونایتد در یک مسابقه بزرگ بود. یونایتد با شکست دادن بوروسیا دورتموند و اتلتیک بیلبائو ، در نیمه نهایی نیز از این مرحله با موفقیت عبور کرد. انها تیم مادریدی را در مجموع با نتیجه ی 5-3 شکست دادند.

Busby Babes

عکس تیمی منچستریونایتد قبل از دیدار فینال جام حذفی در سال 1957 در ومبلی

 

درلیگ داخلی، ارتش سرخ کولاک کرده بود. یک بازیکن جوان تازه کار به نام بابی چارلتون ، در اولین بازی خود مقابل چارلتون اتلتیک دو گل به ثمر رساند و همین برای کنار زدن این تیم پرآوازه کافی بود، تیم بازبی از کیفیت بالایی برخوردار بود. با ادامه حرکت رو به جلوی تیم پایه ی یونایتد ، پنجمین جام حذفی متوالی نبز به دست آمد.

آنها از عنوان قهرمانی لیگ خود دفاع کردند. تیلور و ویولت بار دیگر به طرز تحسین برانگیزی به هم پیوستند ، اما بهترین گلزن، لیام ویلان ایرلندی بود که 26 گل به ثمر رساند. یونایتد تقریباً به نیرویی مقاومت ناپذیر تبدیل شده بود . در اولین دوره ای که بازی ها به شکل جدید و ترکیبی برگزار می شد، استون ویلا با پیروزی جنجالی 2-1 در ومبلی مانع از قهرمانی آنها درجام حذفی شد. پیتر مک پارلند ، گلزن استون ویلا، بازیکن خشنی بود که با خطا روی رودی وود و شکستن استخوان گونه ی او گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رسانده بود. پس در مجموع افتخارات سال 1957 را میتوان در قهرمانی لیگ،قهرمانی در سوپر کاپ،نائب قهرمانی جام حذفی و حضور در نیمه نهایی چمپیونز لیگ دانست.

با وجود ناراحتی از شکست ، اما زمان به نفع یونایتد پیش میرفت. دوباره تفکرات تیم روی حداقل کسب عنوان سومی و جواز حضور در لیگ اروپا متمرکز شد. بازبی با یک خرید بزرگ دیگر ، بچه های خود را تقویت کرد و هزینه رکورد جهانی را برای یک دروازه بان و انتقال هری گرگ پرداخت کرد.

Harry Greg

هری گرگ دروازه بان منچستریونایتد در حال سیو یکی از ضربات در بازی مقابل آرسنال

 

دراین فصل تقریباً مانند دو فصل قبلی هدف باشگاه پیشرفت وحرکت روبه جلو بود. ماه فوریه با یک بازی هیجان انگیز مقابل آرسنال در هایبوری آغاز شد. در یک مسابقه جذاب، یونایتد توپچی ها را با نتیجه 5-4 شکست دادند. و این تنها یک آماده سازی ایده آل برای دیدار برگشت مرحله یک چهارم نهایی جام ملت های اروپا و دیدار مقابل ستاره سرخ بلگراد بود.

در نیمه نهایی اروپا، منچستر باید به مصاف قهرمان دو دوره ی قبلی یعنی رئال مادرید میرفت که میخواست از عنوان قهرمانی خود دفاع کند.رئال با تکیه بر ستاره بی چون و چرای آن زمان خود آلفردو دی استفانو توانست منچستر را در خانه ی خود با نتیجه ی 3-1 شکست دهد. آنها به بازی برگشت امیدوار بودند اما ساق های طلایی بابی چارلتون، تامی تیلور و دانکن ادواردز نیز حریف تجربه ی مادرید ها نشدند و بازی با نتیجه ی 2-2 تمام شد.
در لیگ انگلیس، انها برای دومین فصل پیاپی قهرمان لیگ شدند و خود را آماده ی درخششی دیگر در اروپا کردند.

Red Star Belgrade v Manchester United

عکس تیمی منچستریونایتد در دیدار برابر ستاره سرخ بلگراد در بلگراد، یوگسلاوی سابق

 

با کسب امتیازات لازم پای به رقابت های حذفی در اروپا میگذارند. بعد از یک برد خوب در مقابل تیمی از رومانی و همچنین حذف دوکلا پراگ ازجمهوری چک (چکسلواکی سابق) در یک چهارم نهایی به مصاف ستاره سرخ بلگراد میروند.

Match ticket

بلیط بازی منچستریونایتد و ستاره سرخ بلگراد

بعد از انجام دیدار برگشت منچستر با ستاره سرخ ، بازیکنان باید خود را هر چه سریعتر به انگلستان و منچستر میرساندند تا مهیای بازی با صدرنشین لیگ یعنی ولوز میشدند. سه روز زمان خیلی کمی برای برگشت و بازی کردن بود. به همین دلیل علیرغم درخواست مصرانه ی بازبی برای تعویق بازی با ولوز، آنها مجبور میشوند برای عدم جریمه سریعا برگردند. برهمین اساس بعد از شکست تیم ستاره سرخ در مجموع دو دیدار رفت و برگشت، جشن صعود به نیمه نهایی در خاک بلگراد و در کنسولگری انگلستان برگزار شد.

روز سیاه مونیخ

 

روزبعد از بازی، بازیکنان به سمت انگلیس پرواز میکنند. هواپیما جهت سوختگیری در مونیخ فرود می آید. سوخت گیری که تمام میشود دو بار پیاپی خلبانان تلاش میکنند هواپیما را بلند کنند ولی بی نتیجه بود.کاپیتان تین،خلبان هواپیما بخاطر ترس از برهم خوردن نظم پروازها درخواست تعویق پرواز برای فردا و اسکان خدمه و مسافران در شهر مونیخ را رد میکند.  بارش برف شدید باعث میشود خلبان خواستار نصب سیستم‌های ضد یخ بر روی بال هواپیما شود.هنگامیکه خلبان سعی میکند پرواز را از سر گیرد متوجه صداهای غیرعادی در موتور هواپیما میشود. مسافرین از هواپیما پیاده میشوند و بعد از نیم ساعت دوباره به درخواست خلبان و خدمه به درون هواپیما برمیگردند. دوباره سعی بر بلند شدن میکنند اما باز هم موفقیت آمیز نبود.

 

Munich Air Disaster

نمایی از ساعت مونیخ در الدترافورد

در ساعت 3:04 دقیقه بعد از ظهر، هواپیمای حامل قهرمانان وخبرنگاران وارد باند میشود. بخاطر بارندگی و برف، باند لغزنده است و این لغزندگی باعث ممانعت هواپیما از گرفتن ارتفاع لازم برای پرواز میشود. مانع انتهای باند پوشیده از برف است، در نتیجه ی از دست دادن سرعت و غیرممکن شدن پرواز، هواپیما به مانع نصب شده در انتهای باند برخورد میکند و سپس بال های آن با شدت زیاد به خانه ای در همان حوالی کوبیده شده و از هم جدا میشود. هواپیما دو قسمت میشود. قسمت عقب هواپیما درون انبار سوخت می افتد و با صدایی مهیب منفجر میشود.

Munich Air Disaster

تصویری از هواپیمای تیم بعد از سانحه

 

دقایقی طول نمیکشد که نیروهای کمکی به محل حادثه اعزام میشوند. به محض رسیدن متوجه وخامت اوضاع میشوند. 21 نفر در دم جان سپرده اند. هری گرگ ، دروازه بان اهل ایرلند شمالی که به تازگی به جمع شاگردان بازبی پیوسته پس از سقوط، قهرمانانه ظاهر میشود. دوباره به لاشه هواپیمای سوخته که اکنون به جهنمی از آتش بدل شده باز میگردد تا مربی و هم تیمی هایش را نجات دهد. او موفق میشود مت بازبی ، بابی چارلتون، دنیس ویولت، جکی بلانچ فلاور، همسر و دختر دیپلمات یوگسلاوی در لندن ، ورا و ونونا لوکیچ ، را از دل آتش بیرون بکشد.

Charlton, Munich disaster

بابی چارلتون روی تخت بیمارستان

 

 Duncan Edwards

هری گرگ و بیل فولکز در حال ملاقات از دانکن ادواردز

 

دقایقی طول نمیکشد که نیروهای کمکی به محل حادثه اعزام میشوند. به محض رسیدن متوجه وخامت اوضاع میشوند. 21 نفر در دم جان سپرده اند. هری گرگ ، دروازه بان اهل ایرلند شمالی که به تازگی به جمع شاگردان بازبی پیوسته پس از سقوط قهرمانانه ظاهر میشود. دوباره به لاشه هواپیمای سوخته که اکنون به جهنمی از آتش بدل شده باز میگردد تا مربی و هم تیمی هایش را نجات دهد. او موفق میشود مت بازبی ، بابی چارلتون، دنیس ویولت، جکی بلانچ فلاور، همسر و دختر دیپلمات یوگسلاوی در لندن ، ورا و ونونا لوکیچ ، را از دل آتش بیرون بکشد.

بازماندگان مونیخ

 

روزنامه ها، هواداران و تمام کسانی که خود را در این غم بزرگ سهیم میدانستند هری گرگ را قهرمان خطاب میکردند فارغ از اینکه او بشدت از این لقب ناراحت بود. هری تا به امروز درد میکشد و اعتراف می کند که از آن زمان تاکنون از “گناه بازمانده” رنج می برد.

وی در كتاب خود به نام “بازی هری” گفت: “من هرگز راحت نبودم كه به نوعی به عنوان قهرمان مونیخ شناخته و به تصویر كشیده شوم .من نمی توانستم به ملاقات جوی بیرن ، همسر راجر ، همسر جفری بنت ، ماریون ، خانواده دیوید پگ و بسیاری دیگر بروم و با آنها روبرو شوم. نمی توانستم به چشمان آنها نگاه کنم چرا که می دانستم آنها عزیزانشان از بین رفته اند در حالیکه من زنده ام و زندگی می کردم.”

عجیب تر آنکه هری حادثه را مرتبا در ذهن خود مرور میکند و سعی میکند آنچه هنگام برگشت به لاشه هواپیما برای نجات بقیه میبیند را برای همیشه به ذهن بسپارد. او میگوید: ” راجر هیچگونه جراحتی روی بدنش نبود. چشمانش باز بود و من به وضوح دیدم که نفس نمی کشد. او مرده بود.من همیشه از اینكه چشمهایش را نبسته ام پشیمانم. . وقتی جکی بلانچ فلاور را پیدا کردم ، قسمت پایین بازوی راست او تقریباً کاملاً بریده شده بود. این یک صحنه  وحشتناک بود. “

بلانچ فلاور ، دوست نزدیک گرگ بود. از همان بچگی انها با هم به مدرسه بچه های ایرلند شمالی می رفتند و فوتبال بازی می کردند. او زنده ماند ، اما دیگر هرگز فوتبال بازی نکرد.

وی پیش از مرگ در سال 1998 در مصاحبه ای با ایرلند نیوز گفت: “من هرگز از پس آن بر نیامدم.حدود هشت یا نه ماه پس از سقوط بود که آنها به من گفتند که دیگر نمی توانم بازی کنم. من به یک متخصص در لندن مراجعه کردم که به من گفت قید فوتبال را بزنم. وقتی این را شنیدم خورد شدم. نمیتوام حال خود را توصیف کنم”.

در آن زمان بلانچ فلاور در خانه ای متعلق به  باشگاه زندگی می کرد. هنگامی که مشخص شد او دیگر بازی نمی کند از او خواسته شد آن را خالی کند. بیست سال پیش همسرش ژان به لندن ایندیپندنت گفت: “کاملاً واضح بود که ما باید آنجا را ترک کنیم. آنها پس از سقوط بسیار سرد رفتار می کردند ، بسیار خشن بودند”.

بلانچ فلاور گفت: “من هیچ مشاوری نگرفتم ، و از قضا وقتی 54 ساله بودم و به دنبال کار می گشتم ، به عنوان مشاور درخواست شغل کردم اما آنها به من گفتند که من هیچ تجربه و آموزش دانشگاهی ندارم.این فقط باعث شک و تردید من بیش از هر زمان دیگری شد”. وی گفت: “من هیچ برنامه ریزی برای این مواقع نکرده بودم و پس از آن در جهان بزرگ و زشت تنها مانده ام.من فوتبال بازی می کردم که ناگهان همه چیزاز بین می رفت.”

لوئیس ادواردز مدیروقت یونایتد، به بلانچ فلاور در کارخانه بسته بندی گوشت خود پیشنهاد کار کرد. بلانچ فلاور این پیشنهاد را رد کرد و تلاش کرد تا از طریق مشاغل مختلف زندگی خود را تأمین کند ، برای مدت کوتاهی دکه ی روزنامه فروشی داشت ، سپس در یک میخانه مشغول شد. به دانشگاه رفت و افسر دارایی شد. در اواخر عمر خود به عنوان سخنران مدتی در سخنرایی های بعد از شام وقتش را می گذراند.

مانند بلانچ فلاور ، جانی بری نیز قادر به بازی کردن نشد. او دچار شکستگی جمجمه ، شکستگی لگن و شکستگی فک شد و این امر باعث شد تمام دندان هایش کشیده شود. باشگاه به او اخطار داد که دیگر نمی تواند با او همکاری کند. از او ، همسر و پسر هشت ماهه اش خواسته شد خانه خود را که متعلق به یونایتد بود تخلیه کنند. وی در سال 1994 درگذشت.

دروازه بان یونایتد ری وود ، که در سال 2002 درگذشت ، یکی دیگر از بازماندگان این سانحه بود. در سال 1998 او و هشت بازیکن دیگر که از مونیخ جان سالم به در بردند توسط یوفا به فینال جام اروپا در آن سال در شهر آلمان دعوت شدند. او گفت” وقتی دعوت شدم اشک میریختم. من بمدت چهل سال از یونایتد دور بودم”.

آلبرت اسكانلون روی تخت بیمارستان

آلبرت اسكانلون كه در اثر سقوط، جمجمه اش شكست و منجر به لغو انتقال توافق شده قبلی خود به آرسنال شد ، یکی دیگر از ناکام های آن حادثه تلخ بود. “تنها غرامت دریافتی ما چند صد پوند از شركت هواپیمایی بود. باشگاه دستمزد ما را می داد در حالی كه ما مجروح شده بودیم ، اما به غیر از این آنها چیزی به ما ندادند. امروزه ، من حتی باید مثل هر شخص دیگری ، برای تماشای بازی یونایتد هزینه ی بلیط پرداخت كنم. “

باشگاه با اوضاع وخیم مالی روبرو شد بطوریکه اتحادیه ی فوتبال انگلیس منچستر را یک باشگاه منحل شده تلقی میکرد. توانایی رسیدگی به حادثه دیدگان و خانواده هایشان را نداشت بطوریکه وقتی اسکانلون از بیمارستان مرخص شد به او اعلام شد که بهتر است دیگر از تاکسی استفاده نکند چراکه باشگاه از پس هزینه ی آن برنمی آید.

این حادثه باعث شد نام هشت بازیکن منچستر یونایتد ” بیلی ویلان ، دانکن ادواردز ، راجر بیرن ، تامی تیلور ، ادی کلمن ، جف بنت ، مارک جونز و دیوید پگ ” تا همیشه در تاریخ این باشگاه جاودانه بماند. هفت بازیکن فورا جان سپردند، ویک نفر به نام ادواردز ، 15 روز بعد از مجروحیتش تمام رویایش خاموش شود.

گرچه بسیاری از کسانی که جان سالم به در بردند ، از نظر جسمی ، عاطفی یا هر دو بسیار آسیب دیده بودند ، خاطرات آنچه در آن روز اتفاق افتاد آنها را آزار داد. بسیاری از اسیب دیدگان حادثه حتی ماهها و سالها بعد به دلیل عدم حمایت تلخی مضاعفی از ان اتفاق در ذهن شان ثبت شد.

پرواز ققنوس

جیمی مورفی به منچستر برمیگردد و جلسه ای را با سران یونایتد ترتیب میدهد. سرانی که تمام تلاششان را کردند تا مورفی را از هدفش بازدارند اما او گفت من میخواهم ادامه دهم. ما زنده ایم و دوباره میتوانیم راه رفته را بپیماییم.

 

جیمی مورفی 

 

او طی یک سخنرانی مدیران را به آرامش دعوت میکند و علیرغم شرایط بد روحی که دارد با یک سخنرانی تاثیرگذار آنها را تسلیم خواسته ی خود می کند:

“من می‌دانم که آن بچه‌ها بهترین بازیکنان بودند. خودم کشف شان کردم به آنها بال و پر دادم، تمام وقت من صرف پرورش شان شد. صبح، ظهر و شب در برف و باران زیر باران سیل آسا کنارشان بودم. آنها دستشان رابه دست من دادند و من از زمین بلندشان کردم. آنها همه چیز خود را وقف این باشگاه کردند: اخلاق، بازی، هنر، مهارت، تعصب و جان شان. ما بايد به دنیا ثابت کنيم چه بوده ایم . دنیا باید بفهمد این تراژدی ما را محو نمی کند . تاریخی که قرار است ما زمینه سازشان باشیم را دنیا در آینده به خود میبیند”.

همانطور که هری گرگ ،دروازه بان تیم، در زندگی نامه خود مینویسد ، “بازماندگانی که می توانستند دوباره بازی کنند باید بازی میکردند. این فوتبال بود که مرا نجات داد. هرچند نتوانستم خیلی سریع به زمین تمرین برگردم. آن لحظات کوتاهی که صرف دویدن ، شیرجه زدن ، شوت زدن ، و حتی بحث و دعوا در زمینه ی فوتبال میکردم، تنها را فرار من از انبوه غم ها و دردها بود.

اولین و مهمترین کار مورفی انتقال بازیکنان آکادمی به تیم اصلی و امضای قرارداد با چند بازیکن بازنشسته بود.
با سخنرانی مورفی، هارولد هاردمن ، رئیس یونایتد کاملاً با ادامه دادن کار باشگاه موافقت کرد. فقط 13 روز پس از سقوط ، منچستر دوباره باید برای بازی برگشت دور پنجم جام حذفی مقابل شفیلد ونزدی برنامه ریزی میکرد. ان ها در مقابل دیدگان 59،848 نفر در الدترافورد که هزاران هوادار دیگر درپشت درهای ورزشگاه برای آن مسابقه حبس شده بودند ، وارد زمین شدند. در روزنامه ی منچستر-یونایتد ریویو- فقط یک تیتر دیده میشد که پیام هاردمن بود : “یونایتد ادامه خواهد داد”. یک پیام ساده ولی تاثیرگذار.

بنر بزرگی در ورزشگاه با این پیام از هاردمن نصب شده بود ” “اگر چه ما برای از دست رفتگان خود عزادار هستیم و برای مجروحان خود غمگین هستیم ، و روزهای خوبی بر ما نگدشته است اما باور داریم منچستر یونایتد دوباره برمیخیزد.”

وقتی هواداران در روزنامه یونایتد ریویو لیست بازیکنان آماده دیدار با شفیلید ونزدی را میخوانند چیزی نمی دیدند، لیست خالی بود. اما جیمی مورفی از دستورات رئیس خود پیروی کرده و به نوعی تیمی را برای رویارویی با شفیلد ونزدی تشکیل داده بود. نام گرگ و بیل فولکس از بازماندگان سانحه در لیست دیده میشد در کنار آنها بازیکنانی چون ارنی تیلور از بلکپول و استن کراوتر از استون ویلا ، که به تازگی به تیم پیوسته بودند حضور داشتند . كراوتر كمتر از یك ساعت قبل از شروع مسابقه قرارداد امضا كرد. او در فینال جام حذفی سال 1958 مقابل یونایتد بازی کرده بود.

باقیمانده تیم، ترکیبی از بازیکنان بسیار جوان و ذخیره ها بود: ایان گریوز ، فردی گودوین ، رونی کوپ ، کالین وبستر ، الکس داوسون ، مارک پیرسون و شای برنان ، که در اولین بازی خود برای منچستر دو گل از سه گل تیمش را به ثمر رساند. برنان ده سال بعد در فینال جام اروپا 1968 بازی کرد. این بازی فقط برای حفظ آبرو بود و جنبه ی مبارزه طلبی داشت.رونی کوپ به عنوان مدافع وسط در این بازی به میدان رفت. فرصتی بود تا نشان دهند همه چیز را از دست نداده اند. او بعدها گفت” درست است است که ما برخی از بزرگترین و بهترین بازیکنان مان را از دست داده بودیم ، اما روحیه خود راحفظ کردیم- چیزی که ما را وادار به ادامه دادن کرد روحیه ی ما بود.”

بازبی هنوز در بیمارستان بستری بود. 48 ساعت از خوشحالی هواداران نگذشته بود که خبر رسید دانکن ادواردز، فنی ترین و دوست داشتنی ترین شاگرد جیمی مورفی بعد از دو هفته ی سخت و مبارزه با مرگ سرانجام تسلیم شد و منچستر دوباره در غم فرو رفت.

سر بابی چارلتون در وصف این بازیکن می گوید” اگر مجبور شوم در بازی مرگ و زندگی شرکت کنم و بتوانم کسی را همراه خودم داشته باشم آن فرد ادواردز است”.

یونایتد سوار بر موج خوشبختی ، به فینال راه یافت و در فینال در ورزشگاه ومبلی که همیشه میزبان فینال جام حذفی انگلیس بوده به دیدار بولتون واندررس رفت. بعد از اینکه مورفی لیست و ترکیب بازیکنان را به مسولین برگزاری تحویل میدهد به رختکن برمیگردد و با صحنه ی حیرت انگیزی روبرو میشود. بازبی را میبیند که بعد از 70 روز برگشته تا به تیم روحیه دهد. با حال نه چندان خوب روی نیمکت مینیشند. هواداران و بازیکنان سر از پا نمی شناختند حتی یا وجود باخت دو بر صفر در فینال. در آن زمین قهرمان دیگری هم بود، قهرمان اخلاق. کاپیتان بولتون در میان هیجان آمیخته با غم و شادی هواداران، جام را تقدیم بازیکنان منچسترمیکند تا شاید ذره ای از اندوهشان بکاهد.

تا آن موقع، مورفی معجزه ی بزرگی رقم زده بود که برای رسیدن به آن شبانه روز تلاش کرده بود. هفته ها و ماه ها بعد از سانحه ی مونیخ ، آنها بدون هیچ تردیدی ثابت کرده بودند که یونایتد واقعاً قصد ادامه دادن دارد. در نیمه نهایی جام ملت های اروپا ، با شایستگی تمام میلان را در الترافورد با نتیجه دو بر یک بدرقه کردند هرچند در برگشت در سن سیرو با چهار گل شکست خوردند، ولی این شکست شجاعانه بود.

Matt busby air disaster

مت بازبی پس از مرخص از بیمارستان

اگرچه بازبی به فکر بازنشسته شدن بود خود رابخاطر جاه طلبی و رویاپردازی هایش در وقوع زنجیره ی این اتفاقات مقصر میدانست،مورفی، همسرش ژان و پسرش سندی او را متقاعد کردند که ادامه دهد. وادارش کردند دوباره بلندپروازی کند. آنها معتقد بودند که او می تواند و باید دوباره آسمان را هدف قرار دهد.
ظرف پنج سال او با این تیم قهرمان جام حذفی میشود. در فصل های 1964/65 و 1966/67 منچستر را قهرمان لیگ میکند.

محقق شدن یک رویا

 

در 29 مه 1968 ، ده سال پس از آنکه پسران شجاع بازبی در برف گم شدند، با علم به اینکه مت بازبی بدهکار پایه گزاری یک خاطره به یادماندنی به هواداران است یک شب پر تنش در شمال لندن ، سیاهی خود را به قرمز بدل کرد.

شور و شوق جوانان بومی باشگاه که اصلی ترین نیروی محرکه ی رویای بازبی بود نقش تاثیرگذاری در برنده شدن یونایتد در فینال جام اروپا در ومبلی داشت. برایان کید ، مهاجم جوان اهل کولی هرست منچستر، که جایگرین دنی لو مصدوم، شده بود نوزدهمین سالگرد تولد خود را با سومین گل یونایتد در پیروزی 4-1 مقابل بنفیکا جشن گرفت.

Manchester united 1968

عکس تیمی منچستریونایتد با جام قهرمانی اروپا در سال 1968

بابی چارلتون و نوبی استایلز بود دو بازیکن انگلیسی منچستربودند که هم جام اروپا و هم جام جهانی را فتح کردند. استایلز زمانیکه بچه بود ادی کلمن را الگوی خود قرارداده بود. در آن شب او بجای همه ی بچه های بازبی تکل میزد،دریبل میزد و می دوید. اما بهترین بازیکن آن مسابقه ، جان استون جونیور بود که پدرش در تیم برنده جام حذفی بازبی در سال 1948 بازی کرده بود. منچستر اولین تیم انگلیسی بود که قهرمان اروپا شد.

همانطور که امروز هم ادامه می دهند تا به موفقیت برسند، یونایتد جمعیت ومبلی را از وجد به ناامیدی و در نهایت از ناامیدی به هیجان و غرور برگرداند. هنگامی که بازبی در آغوش خسته چارلتون ، فولکس و برنان قرار گرفت، احساس کرد وزنه ای به سنگینی لاشه ی هواپیمای سقوط کرده از روی دوشش برداشته شده است.

بازبی در خاطراتش از بازی آن روز گفت: “وقتی بابی چارلتون جام قهرمانی را بالا برد ،تمام احساس گناهی که داشتم شسته شد. آن جام گناهی که درسال 1958 برای رفتن به اروپا را بر دوش من گذاشت، پاک کرد”.

ما هرگز نمی میریم.

نوشته های مشابه

‫7 دیدگاه ها

  1. من حتی در مورد عمدی بودن این تصادف هم شنیدم … خیلی ها میدوسنتن اون یونایتد اگه اوج بگیره نمیتونن برسن بهش…. باید تحقیق و بررسی بیشتری میکردن…

  2. سلام.
    واقعا با چه زحمتی تیم رو نگه داشتن سر بازبی و مورفی ولی الان افتاده دست سولسشیره و وودوارد

    1. سلام سید امیر جان
      بله ولی هر تیمی واقعا تویه دوره ای مشکلاتی براش پیش میاد امیدوارم با اوله گونار سولسشر بتونیم به وضعیت قبل برگردیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو + ده =

دکمه بازگشت به بالا